تبلیغات
سردارعشق - و باز هم مردی از دریای خشک کربلا

سردارعشق
 
شرط انسانیت، دردمندیست...



ای فرزند رسول خدا، به خدا قسم دوست داشتم که در راه تو هزار بار کشته و سپس زنده و باز کشته می شدم، و آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو و یا یکی از این جوانان بنی هاشم از مرگ نجات می یافتند.

روح شجاعت از این کلمات دل ها را عجیب می لرزاند وآرام می کند...

از دهان کس دیگری جز زهیر نیست. شجاعتش هم مثال اربابش مثال زدنی است.

کی شده است که دفعه در خلوت نه درجلوت اینگونه با مولایمان نجوا بکنیم؟؟؟

کی شده است که بگوییم آقاجان لااقل ما هستیم که به ندای هل من ناصرت که هنوزم که هنوزاست تارهای گوشمان را فقط نوازشی نرم در عین تندی می کند، لبیک بگوییم؟؟؟

اصلا ما مرد این حرف ها هستیم؟؟؟یا فقط سرمان در لاک خودمان است و این ورد همیش برزبانمان: این جنگ، جنگ نرم است...بی انصافیست؛ در این عرصه هم حرفی برای گفتن نداریم...

امان از بی رگی چهارتایی مثل من...

خوب گوش بده. زمانی نمانده است و اربابت همچنان منتظر...

بسم الله





طبقه بندی: اصحاب ارباب، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 آبان 1393 توسط محمدعلی جعفری بغدادآبادی
روزشمار محرم عاشورا