تبلیغات
سردارعشق - اسارت های یواشکی

سردارعشق
 
شرط انسانیت، دردمندیست...



بسم الله

تا دیروز وقتی رویمان به سمت او بلند می شد خجل بودیم، اما با این حال یک دل خوشی ای هم داشتیم،

عرضه می کردیم خدایا؛ درست است که ما بد کرده ایم، بنده ی خوبی نبوده ایم، غوطه ور در ضلالت  و گمراهی شده ایم اما...

اما با همه ی این اوصاف، دل رقیه و سکینه  را که نلرزانده ایم، آب را به روی خیمه ها که نبسته ایم...

اما حالا کمی کلاممان تغییر کرده است،

اینگونه مناجات می کنیم:

خدایا ازاین بندگیِ برای تو دیگرخسته شده ایم، دیگر بس است هر چه در جواب امر و نهی هایت گفته ایم چشم...

به رسولت گفتی به مومنین بگو چشم هایشان را فرو بندند و هرزه نگاری نکنند، (همان چشم چرانی خودمان) گفتیم چشم!!!

گفتی به مومنین بگو وجودشان را از گناه پاک نگه دارند، گفتیم چشم!!!

اینها را هم برای خوبی خودمان گفتی...(سوره ی نورآیه ی 30)

همه ی اینها را گفتی و ما هم گفتیم چشم.

اما،

اما بگذار مقداری هم آزاد باشیم، یواشکی که عیبی ندارد،

بگذار مقداری هم دینمان را با تنمان بفروشیم،

بگذار یک مقدار هم ما، مردم را راهی جهنم کنیم...

این حرف ها از دهان ماست اما از دل شیطان به قلب ما سرازیر شده است.

 آری تا دم جهنم همراه توست بقیه اش را به خودت می سپارد.

می گوید درست است که من این حرف ها را زدم و به اصطلاح دعوتت کردم اما تو چرا گوش به حرف های من دادی!!!؟

 باور نمی کنی؟؟؟ این حرف خدای توست. (سوره ی ابراهیم آیه ی 22)

اینها آزادی نیست، عین اسارت است و بردگی.

حواسمان باشد که درخواب غفلت نمانیم و پس از بیداری خودمان را در دام قلاده ی ننگین شیطان پیدا کنیم.

حواسمان باشد آبرو اگر بریزد دیگر قابل جمع کردن نیست.

حواسمان باشد دیگر بعد از این جای پشیمانی نیست.

مقداری تأمل لازم است...

دل فرزند رسول خدا، رهبرمان را نلرزانیم.

آیا بعد از این دیگر راه توبه برایمان باز است؟؟؟

یک درصد هم احتمالش هست که جوابمان منفی باشد.

پس از همین الان به فکر باشیم...

«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین‏» سوره ی بقره آیه ی 222





نوشته شده در تاریخ جمعه 9 خرداد 1393 توسط محمدعلی جعفری بغدادآبادی
روزشمار محرم عاشورا